همیشه تنهایی است به آدم ثابت می کند که هیاهوی ذهنش هیچ است ،آرمان های دور یا نزدیکش همگی به رویا می پیوندد وچیزی جز نگاه کردن به در ودیوار تنهایی برایش باقی نمی ماند واین گونه مرگ تدریجی برای شما آغاز می شود با همه دلخوشی های که دارید اما در دورترین جای فکرتان بازهم نقطه های سیاه هست که آزارتان می دهد خودبه خود یاد پک های عمیقی که به سیگار می زدید می افتید وناچار نمی توانید به هوستان پشت کنید دوباره آغاز می کنید و دوباره دود سلول های مغزتان را در اختیار خود می گیرد وبی هدف دوباره آزارهای تنهایی شما راجذب خود می کند. باتمام دلخوشی هایتان تنهایی چیز دیگری است که باید حس کنید تا بفهمید چه می گویم...
