مرا به ياد بياور ، وقتي كه رفته ام!
و رهسپار سرزمين سكوت شده ام،
وقتي كه ديگر نمي تواني دستم را در دست بگيري
و من نميتوانم ميان ماندن و رفتن ، دودل باشم.
به ياد بياور مرا وقتي كه ديگر نمي تواني
برنامه روزهاي آينده رابرايم بگويي،
تنها مرا به ياد بياور
ديگر براي هر حرف و نيايشي دير است
و اگر زماني مرا ازياد بردي
و سپس باز به ياد آوردي
اندوهگين نباش!
چون اگر اين تاريكي و تباهي مرا رها كند
نشاني از افكار گذشته من مي يابي
اين كه بهتر است مرا فراموش كني و لبخند بزني
تا اين كه به ياد من باشي ، اما ساكت واندوهگين!
Christian rosseti
